I Stand for peace, freedom of speech and Human Rights
 

قهوه، شعر و فلسفه در پل سرخ

پل سرخ در کابل برای بسیاری ها تنها نام یک مکان نیست، بلکه پل سرخ شعر است، کتاب است، فلسفه است، بوی کباب های خوشمزه است، طعم قلیان است در حضور دوستان، محل خاطرات مشترک است، جای روییدن عشق است، کافه های دنج است، نجوای آهنگ احمد ظاهر است و صدها خوبی و دلبستگی و امید و چیزهای دیگر.

برای من فرقی نداشت که در کجای کابل بودم، هر جا بودم و هر کاری داشتم سعی میکردم در طول روز خودم را برسانم پل سرخ تا ضمن رفع خستگی، از دورهمی های دوستانه بی نصیب نمانم. یکی از خوبی های پل سرخ این بود که هر موقع آنجا بودم حتما دوستی و آشنایی پیدا میشد که بنشینیم و از هر چیزی قصه کنیم. من که معمولا زود زود از بامیان به کابل می رفتم در هر سفری یکی دو هفته در کابل می ماندم و این برایم فرصت عالی بود که با رفقای پایتخت نشین برنامه ریزی کنیم برای برنامه های فرهنگی، دید وبازید، تفریح و خرید. در پایان هر سفر از پل سرخ برای خودم هدیه می خریدم و چی هدیه ای بهتر از کتاب های مارکیت ملی که دکان به دکان آن را زیر و رو میکردم تا در نهایت چند کتابی از شعر، ادبیات، داستان و سیاست برای خودم بخرم. بعد از انتخاب چند جلد کتاب، بازدید از گالری های نقاشی و خوشنویسی بخشی مهمی از برنامه بود.

پل سرخ گویی روح و روان آدمی را صیقل می داد، گاهی در جمع دوستان و همکاران میان دود قلیان می نشستیم، یکی از فلسفه می گفت، دیگری شعر می خواند، یکی طرح تجارت می ریخت و دوستی دیگری به همه چی می خندید و مسخره می کرد.

تنوع غذاهای وطنی در پل سرخ، انتخاب را برای هر کسی مشکل می کرد، شاید شما هم بارها این تجربه را داشته اید که کباب های هوتل شاهی را انتخاب کنید، به رستورانت ازبک پلو بروید، در یمی پیتزا بخورید و یا هم غذایی از مینوی آی خانم، کلبه آرمان، دلارام، تاج بیگم و ... سفارش دهید. بازم هر چی بود فرصت این را داشتیم که روزهای مختلف در کافه رستورانت های پل سرخ غذاهای مورد علاقه ی مان را با همراهی دوستان نوش جان کنیم، دوستانی که البته بعضی های شان به اینکه من می توانم همه نوع غذا بخورم و اضافه وزن نگیرم حسودی میکردند.

بعضی روزها که هوای کابل مساعد بود با همراهی چند دوست خوب از چهار راهی شهید حرکت میکردیم و تا چهار راهی پل سرخ قدم می زدیم، در آنجا راهمان را کج کرده و می رفتیم که در رضوی آیسکریم بخوریم و دوباره از چهار راهی پل سرخ را تا نزدیکی های لیسه حبیبیه می پیمودیم بدون اینکه احساس خستگی کنیم. در برگشت من که عاشق شیرینی هستم حتما یک جعبه از شیرینی های خوشمزه آیسان یا ارگ می خریدم.

پل سرخ در کابل تبدیل شده بود به یک محل متفاوت، جایی که بیشتر جوانان امروزی در آن حوالی دانشگاه می خواندند، محفل شعر برگزار می کردند، کتاب می خریدند، کافه می رفتند، موسیقی می نواختند، با هم دیدار می کردند، عاشق می شدند، قدم می زدند و یا هم بحث می کردند. در پل سرخ مردم در آشتی با خود بسر می بردند، با هم آشنا می شدند و آهسته آهسته دوستی های پایدار شکل میگرفت با جوهره جوانمردی و رفاقت هایی که ماندگار می شدند.

بدون شک جای جای وطن برای همه ما دوست داشتی است، کابل زیبا و پر از خاطره است برای مان. پل سرخ با وجود اینکه مثل هر جای کابل و افغانستان چالش ها و کمبودی هایی داشت اما جذابیت آن برای جوانان انکار ناپذیر بود. زیبایی پل سرخ تنها در کافه ها و کتاب فروشی های آن نبود بلکه به آدم هایی بود که در آنجا رفت و آمد داشتند، آدم های مهربان، دختران و پسرانی که با لبنخد و اشتیاق صحبت می کردند و مردان و زنانی که شانه به شانه کنار هم راه می رفتند. آدم های فهمیده و فرهیخته ای را در پل سرخ ملاقات می کردی که نگاه دیگری به زندگی داشتند، امید و انگیزه می گرفتی از صحبت شان، و با جهان بینی وسیع تری به خانه بر می گشتی. من بعد از سقوط جمهوریت چند باری پل سرخ رفتم ، پل سرخ مثل گذشته بود اما گویا روحش پژمرده شده باشد، دیگر لبخندی در چهره کسی نمی دیدم، کافه ها خلوت بودند، در چشمان کسی برق شادی و نشاط نبود و افرادی کمتری عمدتا مرد در خیابان ها قدم می زدند. یک فرق دیگرش این بود که من تنها بودم، از آن همه دوستان و آشنایان خبری نبود، همه رفته بودند، یا دیگر علاقه ای به بیرون شدن از خانه نداشتند و من در تنهایی بغض کردم و اشک ریختم.

بار آخر که از پل سرخ تکسی کرایه کردم تا به سمت خانه بروم به این فکر می کردم که دوباره چی وقت آن همه شور و نشاط با آدم های خوب و مهربان به پل سرخ بر می گردد و آیا من فرصت دیدار دوباره دوستانم را خواهم داشت؟ سوالی که هنوز جوابی برایش ندارم. حس نوستالژیک عجیبی است وقتی در مورد پل سرخ می نویسی و همزمان داود سرخوش می خواند:

وطنم! دوباره اینک، تو و شانه‌های پامیر

بتکان ستاره‌ها را که سحر شود فراگیر

بتکان ستاره‌ها را که ستاره‌های این شهر

همه یادگار زخم‌اند، همه یادگار زنجیر

طالبان و دشمنی با نوروز

نوروز جشن آئینی و باستانی است که همه ساله در نخستین روز ماه حمل/فروردین به پیشواز شروع بهار و رویش دوباره طبیعیت برگزار می شود. این جشن در کشورهای مختلف با رسومات و آئین های گوناگونی بزرگداشت می شود که حنا کردن دست ها، پوشیدن لباس های نو، تکاندن و پاک کردن خانه ها، دیدار با فامیل و دوستان، پهن کردن سفره نوروزی و هفت سین، کاشتن سبزه و پختن سمنک، پخش موسیقی و انجام رقص های سنتی، راه اندازی بازی های ملی و محلی، رفتن به سفر و تفریح و عیدی دادن به دیگران؛ بخش های مهمی از این جشن است.

کشورهای افغانستان، ایران، پاکستان، هند، عراق، تاجیکستان، قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان، ترکیه، آذربایجان، قرغیزستان به شمول بخش های از سوریه، چین و مغولستان از نوروز تجلیل می کنند و در اکثر این کشورها عید نوروز رخصتی عمومی است.

جشن باستانی نوروز با تلاش کشورهای حوزه نوروز به عنوان مناسبت رسمی بین المللی ثبت سازمان علی - فرهنگی ملل متحد یا یونسکو گردیده است. جغرافیای نوروز بیشتر شامل کشورهای اسلامی است و هیچ یک از آئین های نوروزی با دین اسلام مغایرتی ندارد. در میان تمامی کشورهای برگزار کننده جشن نوروز فقط گروه طا.لبان آنرا حرام اعلام نموده و مانع برگزاری رسمی آن شده است. این گروه رخصتی رسمی نوروز را از تقویم افغانستان حذف نموده و به این ترتیب قصد دارد تا در کنار سایر دشمنی هایش با زبان فارسی و فرهنگ خراسان زمین؛ به زعم خودشان نوروز را به حاشیه ببرند. فارغ از اینکه این جشن باستانی از نسلی به نسلی دیگر رسیده و همچنان زنده و پویا خواهد ماند.

جای عجب نیست از گروهی که با علم و فرهنگ و تحصیل و زندگی انسانی بیگانه اند و تمام افتخار شان بشکه زرد و انتحاری و آدم کشی است که با نوروز و خوشی و شادی مردم سر ستیز داشته باشند. این اشغالگران کمر به تاراج فرهنگ و تاریخ مردم افغانستان بسته اند و می خواهند کاری بکنند که نسل بعدی افغانستان همه بی سواد و مجهز به بشکه های زرد و کمربند های انتحاری باشند. اما باید بدانند که طا.لب هیچ جایگاهی در فرهنگ و تاریخ این سر زمین ندارند و به هیچ عنوان نمی توانند رسوم و عنعات مردم را کمرنگ و یا نابود سازند. نوروز، جشن دهقان و آغاز بهار امسال نیز مثل گذشته در افغانستان تجلیل خواهد شد. مردم افغانستان در زیر سایه حکومت تروریستی طالبان فقیرتر شده اند اما دل های شان آکنده از عشق و صمیمیت نوروزی است.

زندانی بنام افغانستان

بعد از سقوط جمهوریت در 15 آگوست 2021 و حاکمیت دوباره طالبان، ترس و وحشت بر زندگی مردم سایه افگند. هر کسی در تلاش فرار از کشور بودند. آنهایی که توانستند خودشان را نجات دهند با هزار زحمت فرار کردند و هست و بود زندگی شان را در وطن به جا گذاشتند. یک عده ای از شهرها به روستاها کوچ کردند تا دورتر از چشم طالبان شاید چند روزی در امنیت بهتری زندگی کنند و همینطور تعدادی هم که در دولت جمهوریت وظیفه داشتند و در ولایات زندگی می کردند از ترس تعقیب و بازداشت توسط طالبان به شهرها گریختند تا شاید در میان جمعیت شهری به صورت ناشناس زندگی کنند و به دست طالبان نیافتند.

متاسفانه بعد از سقوط جمهوریت تا اکنون که بیشتر از یکسال و دو ماه از آن زمان سپری می شود طالبان با زور تفنگ حکومت می کنند و محاکمات صحرایی، بازداشت های غیر قانونی، تعقیب و گرفتاری افراد، انتقام گیری و کشتار بی رحمانه افراد ملکی در نقاط مختلف کشور جریان دارد. مردم عملا در یک زندانی بزرگ بنام افغانستان گرفتارند که توسط زندانبانان بی رحم و بی منطقی بنام طالبان اداره می شود. در زندانی که هیچ راهی برای فرار نیست و هیچ قانونی هم در آن وجود ندارد. من خودم که حاکمیت تلخ و سیاه دوره قبلی طالبان را بیاد دارم و اینبار نیز در طی یکسال گذشته در افغانستان زندگی کردم بخوبی وضعیت مردم را درک میکنم و از نگاه و صدای شان درماندگی، ترس، فقر و محرومیت را میتوان بخوبی لمس کرد.

زنان و دختران افغانستان اما بیشتر از مردان در تحت حاکمیت تاریک طالب آسیب دیده اند. طالبان با وضع قوانین و صدور فرامین سختگیرانه دختران را از آموزش محروم کرده، ادارات را بر روی زنان شاغل بسته، سفر زنان را بدون محرم ممنون کرده، پارک ها و حمام های زنانه را نیز به روی آنان بسته است. در حقیقت زنان افغانستانی عملا در کشوری بنام افغانستان و در محیطی بنام خانه زندانی شده اند. وقتی شما اخبار را می خوانید هر روز زنی بازداشت می شود، صدای اعتراض زنان خفه می شود و زنی شلاق می خورد و یا هم بخاطر محدودیت های بیش از حد دست به خودکشی می زند.

در این میان اما سکوت جامعه جهانی در قبال جنایات طالبان شرم آور است و بیانیه های خشک و محکوم کردن های آنان هیچ تاثیری در تغییر رویه طالبان نداشته است. دیده شود که این وضعیت اسفبار تا چی وقت دوام می کند و حکومت سیاه طالب چی وقت و چگونه به پایان می رسد؟!

بازگشت به وبلاگ نویسی

از سال 15 اگست سال گذشته که حکومت جمهوری در افغانستان سقوط کرد و حاکمیت سیاه طالبانی در کشور بوجود آمد من هم نوشتن در این وبلاگ را متوقف کردم. در مدت یکسال در زیر سلطه جاهل ترین آدم های تاریخ در کابل و بامیان زندگی کردم و محدودیت و مشکلات را با پوست و گوشت حس نمودم. مجبور شدم بخاطر وجود تهدیدات امنیتی اسم و مشخصات وبلاگم را تغییر بدهم و از نوشتن صرف نظر نمایم.

در یک سال گذشته تجربیات، خاطرات و چشم دیدهایی دارم که ارزش نوشتن و روایت کردن دارند تا در اینجا به یادگار بمانند و برای قضاوت تاریخ خواهم نوشت. بنا بر این مصمم هستم که بدون خود سانسوری و به زبان ساده هر آنچه را که فکر میکنم برای خوانندگان جالب و مهم است در اینجا بنویسم و از نظرات شما هم استفاده خواهم کرد.

بزودی مطالب جدید در این وبلاگ قرار می گیرد.

نگرانی از جنگ؛ امید به صلح

متاسفانه بعد از خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان آتش جنگ در این کشور بیشتر از پیش شعله ور گردیده و خشونت ها به صورت بی سابقه ای گسترش یافته است. طالبان با حملات تهاجمی تعدادی زیادی از ولسوالی ها را در گوشه و کنار افغانستان تصرف کرده و تعدادی از شهرها مثل تالقان، بغلان، مزار شریف، بادغیس، هرات و ... در محاصره نیروهای طالبان قرار گرفته و هر از گاهی در داخل این شهرها جنگ میان دو طرف واقع میشود. در این میان شهروندان افغانستان از افزایش خشونت ها و گسترش دامنه جنگ ها به دشت نگران بوده و خواهان برقراری فوری آتش بس و جستجوی یک راه حل سیاسی برای رسیدن به صلح دایمی هستند. متاسفانه طالبان تمایل واقعی به صلح نشان نمی دهند و به نظر می رسد که بیشتر دنبال وقت تلف کردن هستند و به پیروزی از راه جنگ چشم دوخته اند. با افزایش خشونت ها دستآوردها و ارزش های نوین مثل آزادی بیان و حقوق بشر در معرض خطر قرار گرفته و تهدید جانی متوجه زنان، اقلیت ها و نسل نو افغانستان می باشد. ما از جامعه جهانی انتظار داریم تا طالبان را وادار به گفتگو کرده و افغانستان را جهت رسیدن به صلح و ثبات و توقف جنگ کمک کنند. 

Afghanistan: Women’s rights must not be compromised in peace process

Any compromise on women’s rights in a peace deal between the Afghan government and the Taliban would betray two decades of hard-won progress for Afghan women, said Amnesty International, ahead of a new campaign highlighting the incredible work of women human rights defenders in Afghanistan.

The 16 Days of Activism against Gender-Based Violence is an annual international campaign starting on 25 November – the International Day for the Elimination of Violence against Women – and running until 10 December, Human Rights Day. The campaign celebrates Women Human Rights Defenders in every region of the world who fight gender-based discrimination and stand up for women’s rights. It calls on governments to prevent, investigate, and prosecute violence against women and girls.

At a moment when the rights of Afghan women are at grave risk of being traded off in a peace deal with the Taliban, Amnesty International is working with women human rights defenders in Afghanistan to showcase their powerful stories.

“Having spent two decades fighting hard to win their most basic rights, Afghan women now face the real possibility of seeing these gains bargained away. The advances made on women’s rights must not be rolled back in this peace process – the human rights of all Afghans, especially women and girls, must be at the heart of any eventual agreement,” said Samira Hamidi, Amnesty International’s Afghanistan Campaigner.

“As the stories we’ve gathered powerfully demonstrate, Afghan women have been at the forefront of efforts for peace and stability in Afghanistan. They have played a vital role in ensuring that issues such as human rights, justice, accountability, victims’ rights, and crimes against humanity are on the agenda in the ongoing peace efforts.”

Under the Taliban, women and girls were denied a whole range of human rights, including the rights to education, health, free movement, and political and social participation.

Since the Taliban regime ended in 2003, important strides have been made on women’s rights. There are now 3.3 million girls in education, and women are politically, economically and socially engaged. Despite ongoing conflict, Afghan women have become lawyers, doctors, judges, teachers, engineers, athletes, activists, politicians, journalists, bureaucrats, business owners, police officers, and members of the military.

However, major obstacles and challenges remain. Violence against women is rife, the participation of women at all levels of government remains limited and, according to UNICEF, 2.2 million Afghan girls still do not attend school.

In this year’s 16 Days of Activism campaign, Amnesty International will give a platform to women politicians and activists from Kabul and other provinces, who have been some of the pioneers in securing rights for Afghan women. These women share a common vision of a peaceful Afghanistan where women enjoy their rights as citizens, including their rights to study, to work, and to be independent.

“A just, sustainable peace must uphold the human rights of all of Afghan society. Women are among those who have suffered most and their full participation in the peace process is absolutely essential,” said Samira Hamidi.

“The progress women have been making is starting to redress the near-total exclusion they have faced in the past, and shows how central they are for the future of the country, but much work remains to be done. Any peace deal must not only protect the gains already made but commit to further advancing the rights of Afghan women.”

Background

On each of the 16 days, the campaign will feature social media video clips of women human rights defenders in Afghanistan discussing what peace means to them, what the meaningful participation of women in the peace process should look like, and their ideas of equality, justice and human rights - now and in a future Afghanistan.

In 2019, Amnesty International featured 16 Women Human Rights Defenders in its 16 days of activism campaign.

Amnesty International is calling on the international community to remain fully committed to protecting the human rights of women and girls in Afghanistan at this week’s Geneva Quadrennial Pledging Conference on Afghanistan (23-24 Nov)

Source: https://www.amnesty.org/en/latest/news/2020/11/afghanistan-womens-rights-must-not-be-compromised-in-peace-process/

افتتاح مرکز همبستگی نهادهای اجتماعی – فرهنگی دربامیان


روز گذشته مرکز همبستگی نهادهای اجتماعی – فرهنگی بامیان، با حضور مقامات حکومتی، اعضای شورای ولایتی، نهادهای مدنی، علما، متنفذین، رسانه ها و اساتید و دانشجویان دانشگاه این ولایت، طی محفلی افتتاح گردید.
مرکز همبستگی نهادهای اجتماعی – فرهنگی بامیان، به ابتکار جمعی ازنهادهای مدنی دراین ولایت تاسیس گردیده است که بیشتر از 25 نهاد فعال عضویت آنرا دارند.
گفتنی است که نهادهای عضو، مربوط به مرکز و ولسوالیهای بامیان می باشند که نقش زنان درآن پررنگ و برجسته خوانده شده است.
بازمحمد فروغ استاد دانشگاه بامیان درمراسم افتتاح مرکزهمبستگی گفت: " ایجاد این مرکز نقطه عطفی درتاریخ فعالیت های مدنی دربامیان می باشد و ما امیدوار هستیم تا این نهاد بتواند به فعالیت های مدنی در این ولایت انسجام بیشتری بخشد."
عزیز فرهمند سخنگوی مرکز همبستگی نیز درصحبت با خبرنگاران بیان داشت: " ما نهادهای اجتماعی – فرهنگی را دربامیان ــ که به سبب ضعف انگیزه و یا مشکلات مالی ازفعالیت بازمانده بودندــ  دور هم جمع نموده و یک مرکز واحد را برای همآهنگی فعالیتهای آنان بوجود آوردیم."
به گفته آقای فرهمند: دفاع از آزادی بیان، حقوق بشر، حقوق زنان، تلاش برای ایجاد وحدت و برادری میان اقوام، مبارزه با تبعیضات اجتماعی، ایجاد ارتباط نزدیک میان ملت و دولت و آماده نمودن طرحهای پیشنهادی ــ جهت رفع مشکلات اجتماعی – فرهنگی ــ ازاهداف اساسی مرکز همبستگی می باشد.
در همین حال؛ مولوی محمد یوسف نماینده شورای ولایتی بامیان، طی سخنانی ازافزایش فساد اداری انتقاد نموده و ایجاد مرکزهمبستگی را یک ضرورت مهم برای نظارت برعملکرد حکومت تلقی نمود.
باید یادآور شد؛ برای اولین باراست که دربامیان، یک مرکز بزرگ اجتماعی – فرهنگی با عضویت بیشتر از 25 نهاد تاسیس می گردد.

http://www.jomhornews.com/fa/news/20915/ : Source

the Girls and boys are skiing in Bamyan

 

حفظ ارزش های نوین در پروسه صلح

تامین صلح و ختم جنگ یکی از آروزهای دیرینه مردم ما است. زن و مرد، پیر و جوان و خورد و بزرگ این کشور از جنگ و صدای منحوس انفجار خسته شده اند. خاک وطن دیگر تحمل اینهمه خون ریزی و خشونت را ندارد. در حال حاضر که مذاکرات بین الافغانی در قطر میان نمایندگان مردم و جکومت افغانستان و گروه طالبان جریان دارد و قرار است که نشست های دیگری نیز بزودی در مسکو و استانبول برگزار گردد؛ توقع مردم ما این است که گروه های درگیر در جنگ بدون درنگ به برقراری یک آتش بس فوری توافق کرده و زمینه را برای تعامل مثبت و یک صلح پایدار در کشور مساعد سازند. مردم افغانستان تشنه صلح هستند اما این صلح باید با حفظ دست آوردهای دو دهه گذشته و ارزش های نوین مردم سالاری رقم بخورد. صلحی که در آن حقوق تمام اقوام کشور در پرتو قوانین تضمین شده باشد و حقوق اقلیت های قومی، مذهبی و زنان تامین گردد. مردم ما به هیچ عنوان حاضر نیستند که به دوره سیاه و تاریک امارت اسلامی برگردند. تجربه سال های نود دیگر در افغانستان قابل تکرار نیست. مردم و جوانان افغانستان به هیچ قیمتی حاکمیت مطلقه یک گروه را در کشور نمی پذیرند. پس طالبان و تمام گروه های درگیر باید با دیدگاه باز تر و نظر وسیع تر وارد زندگی صلح آمیز شوند. ما امیدواریم که بزودی بتوانیم طعم شیرین صلح را بچشیم. 

ترورهای هدفمند فعالین مدنی و خبرنگاران نگران کننده است.

در طی چند ماه گذشته در کنار ادامه جنگ و خشونت در کشور، ترور فعالین مدنی و فرهنگی و خبرنگاران به گونه ی بی سابقه افزایش یافته است. به نظر میرسید که گروه های مسلح دخیل در جنگ افغانستان که از مردم سالاری و ارزش های نوین هراس دارند در قتل فعالین مدنی و خبرنگاران دست دارند. 

مدافعان حقوق زن، فعالین مدنی و اجتماعی و خبرنگاران از اهداف ترورهای اخیر بوده اند و متاسفانه اگر جلو این قتل های هدفمند گرفته نشود پیامدهای بسیار ناگوار را بدنبال خواهد داشت. 

دولت افغانستان تا کنون در جلوگیری از کشتار افراد ملکی و تامین امنیت فعالین مدنی و خبرنگاران عاجز بوده است و این مسله سبب شده است که تعدادی از افراد تحت تهدید کشور را ترک کنند.

ما خواهان توقف بی درنگ ترور و کشتار فعالین مدنی، خبرنگاران و مردم ملکی هستیم.

Stop the killing of civil society activists, journalists and civilians. 

Female journalist, civil rights activist shot to death by gunmen in Afghanistan

NANGARHAR, Afghanistan - A reporter was shot and killed by gunmen in Afghanistan on Thursday.

According to CNN, Malalai Maiwand, a woman's right's activist and journalist with Enikas Radio and TV in Nangarhar was killed along with her driver in an attack on their vehicle in Jalalabad, which is the capital of the eastern province of Afghanistan's Nangarhar.

The deaths of Maiwand and her driver mark a total of ten journalists/media employees who've been killed in Afghanistan during 2020. 

"She was on the way to office when the incident happened," Attaullah Khogyani, spokesman for the provincial governor, said.

CNN notes that the area has been a hotbed of militant activity, most notably involving Islamic State, but no group immediately claimed responsibility for the attack against Maiwand, and Taliban spokesman Zabihullah Mujahid denied the Taliban's involvement in the incident.

The media outlet that Maiwand worked for had been targeted before. In 2018, its owner, Engineer Zalmay, was kidnapped for ransom in 2018.

CNN also reports that Maiwand is also not the first of her family to be targeted. Five years ago, her mother, who is also an activist, was killed by unknown gunmen.

"With the killing of Malalai, the working field for female journalists is getting more smaller and the journalists may not dare to continue their jobs the way they were doing before," Nai, an organization supporting media in Afghanistan, said in a statement.

In November, two other media employees were killed; Elyas Dayee was a Radio Azadi journalist who lost his life in a bomb blast that occurred in the southern Helmand province and Yama Siawash, a former TOLOnews presenter, was killed in a similar blast in Kabul.

Source: https://www.wbrz.com/news/female-journalist-civil-rights-activist-shot-to-death-by-gunmen-in-afghanistan/ 

بامیان در ادبیات فارسی

سعدی شیرازی در بوستان، حکایتی را از بامیان به این ترتیب نقل می‌کند که:

سالی از بلخ بامیانم سفر بود و راه از حرامیان پر خطر، جوانی بدرقه همراه من شد سپر باز چرخ انداز سلحشور بیش زور که بده مرد توانا کمان او زه کردندی و زور آوران روی زمین پشت او بر زمین نیاوردندی ولیکن چنان‌که دانی متنعم بود و سایه پرورده نه جهان دیده و سفر کرده. رعد کوس دلاوران به گوشش نرسیده و برق شمشیر سواران ندیده. اتفاقاً من و این جوان هر دو در پی هم دوان هر آن دیوار قدیمش که پیش‌آمدی به قوّت بازو بیفکندی و هر درخت عظیم که دیدی به زور سرپنجه بر کندی و تفاخر کنان گفتی

پیل کو تا کتف و بازوی گردان بیند

شیر کو تا کف و سر پنجه مردان بیند

ما درین حالت که دو هندو از پس سنگی سر برآوردند و قصد قتال ما کردند به دست یکی چوبی و در بغل آن دیگر کلوخ کوبی جوان را گفتم چه پایی؟

بیار آنچه داری ز مردی و زور

که دشمن به پای خود آمد به گور

تیر و کمان را دیدم از دست جوان افتاده و لرزه بر استخوان؛

نه هر که موی شکافد به تیر جوشن خای

به روز حمله جنگ آوران به دارد پای

چاره جز آن ندیدم که رخت و سلاح و جامه‌ها رها کردیم و جان به سلامت بیاوردیم.

بکارهای گران مرد کار دیده فرست

که شیر شرزه در آرد به زیر خمّ کمند

جوان اگر چه قوی یال و پیلتن باشد

به جنگ دشمنش از هول بگسلد پیوند

نبرد پیش مصاف آزموده معلوم است

چنان‌که مسئله شرع پیش دانشمند

Bamyan Province

Bamyan Province (Dari: ولایت بامیان‎) is one of the thirty-four provinces of Afghanistan, located in the central highlands of the country. Its terrain is mountainous or semi-mountainous, at the western end of the Hindu Kush mountains concurrent with the Himalayas. The province is divided into eight districts, with the town of Bamyan serving as its capital. The province has a population of about 455,000[1] and borders Samangan to the north, Baghlan, Parwan and Wardak to the east, Ghazni and Daykundi to the south, and Ghor and Sar-e Pol to the west. It is the largest province in the Hazarajat region of Afghanistan, and is the cultural capital of the Hazara ethnic group that predominates in the area.

photo credit: Anwar Saadatyar 

Its name can be translated as "The Place of Shining Light". In antiquity, central Afghanistan was strategically placed to thrive from the Silk Road caravans that criss-crossed the region, trading between the Roman Empire, China, Central Asia and South Asia. Bamyan was a stopping-off point for many travellers. It was here that elements of Greek and Buddhist art were combined into a unique classical style known as Greco-Buddhist art.

The province has several famous historical sites, including the now-destroyed Buddhas of Bamiyan, around which are more than 3,000 caves, the Band-e Amir National Park, Dara-i-Ajhdar, Gholghola and Zakhak ancient towns, the Feroz Bahar, Astopa, Klegan, Gaohargin, Kaferan and Cheldukhtaran.

 

click on continue to see more information

ادامه نوشته

معرفی ولایت بامیان

ولایت بامیان به مرکزیت شهر بامیان از ولایت‌های مرکزی افغانستان واقع است. مساحت آن ۱۷٫۴۱۴ کیلومتر مربع و جمعیت آن بر اساس برآورد سال ۲۰۱۱ میلادی، ۴۱۸٬۵۰۰ نفر است. این منطقه به دلیل وجود صدها اثر تاریخی که به موجب کثرت فرهنگی زیادی که در گذشته در آن وجود داشته، دارای شهرتی جهانی می‌باشد.

نام بامیان با آثار مشهوری چون بت‌های بودا و غارهای پیرامون آن، قلعه‌های شهر ضحاک، شهر غلغله و بند امیر همراه گشته‌است. بامیان مرکز هزارستان به‌شمار می‌آید. طبیعت بامیان کوهستانی است. حتی مناطق هموار کمی که وجود دارد از ارتفاع زیادی برخوردار بوده و طبیعت سرد و خشن دارد.

بامیان در جنوب کوه‌های هندوکش و در شمال کوه‌های بابا واقع شده‌است.

بلندی‌های کوه بابا باعث به‌وجود آمدن سه حوزهٔ آبریز متفاوت در این ولایت شده‌است و ولسوالی‌های آن را از همدیگر جدا می‌کند.

مساحت تقریبی آن ۱۷۵۵۵ کیلومتر مربع و به ارتفاع حدود ۲۵۰۰ متر از سطح دریا دارای آب و هوایی کوهستانی، پاک و شفاف، شب‌هایی پرستاره و زمستان‌هایی سرد و برف‌گیر دارد.

معادن این ولایت عبارت اند از:- آهن، سوربیک اسید، مس، امازونایت، رخام، مرمر، گرانایت، تراویزتاین، سنگ‌های زینتی، زغال‌سنگ، گچ، سرپینتاین، سلفر، کلوین، انتیمون و کوارتز.

ادامه نوشته

بامیان از شما میزبانی می کند.

در این روزها آب و هوای بامیان دلپذیر، زیبا و بهشت گونه است. آسمان صاف و آبی، دریاهای خروشان با آب ذلال، دره های سر سبز با درختان عرعر و چنار و سپیدار و نسیم ملایم پگاهی و شامگاهی از خصوصیات بارز این روزهای بامیان است. با سفر به شهر بامیان آزادی، امنیت، همدلی و آرامش را تجربه کنید. شما دوستان عزیز از سرتاسر افغانستان و یا خارج از افغانستان تا بیشتر از دو ماه دیگر فرصت دارید تا برای یک تفریح تابستانی در بامیان برنامه ریزی کنید. اگر چی در هر فصل سال بامیان جذابیت های خودش را دارد و گردشگرانی زیادی علاقه دارند تا بامیان را در بهار ،تابستان، خزان و زمستان ببینند ولی از لحاظ آب و هوا برای سفرهای تفریحی و خوانوادگی؛ تابستان مناسب ترین فصل برای دیدن شهر بامیان، بند امیر،شهر ضحاک و غلغله، دره فولادی و ککرک، یکاولنگ و جای جای بامیان است. پس بشتابید و برای یک سفر زیبا و خاطره انگیز آماده شوید. 

 
  BLOGFA.COM