I Stand for peace, freedom of speech and Human Rights
 

سال نو مبارک

سال نو ۱۳۸۹ بر شما عزیزان مبارک باد!

 بهار آمد بهار آمد گل من                  زمان کشت و کار آمد گل من

بیا یار جان که در باغها براییم             که گلها بیشمار آمد گل من

ای بلبل خوشنوا بهار آمده است

در گلشن تو جمع عذار آمده است

خاموش مباش نغمه یی سر ده ز وصال

آن نرگس مستانه خمار آمده است

امیدوارم پایان سال ۱۳۸۸ پایان همه نفرت ها،کینه ها، کدورت ها و خصومت ها بوده و شروع سال جدید همراه باشد با صلح و آرامش، صفا و صمیمیت، لطف و محبت و برادری و همدیگر پذیری.

خدایا! ما را ببخش به خاطر خطاهای که مرتکب شده ایم.

خدایا! به ما توانایی و توفیق عنایت فرما تا بتوانیم مطابق دستوراتت عمل نموده و بنده شکر گذار و صالحی باشیم.

پروردگارا! سال جدید را سال نیک و میمون برای مردم و کشور ما بگردان.

بهار فصل زیبایی و طراوت و فصل زنده گی طبیعت است. پس بیایید با غرص نمودن یک اصله نهال در سر سبزی و شادابی کشور خود سهم بگیریم.

سال خوبی در پیشرو داشته باشید.

هشت مارچ

لیلی در هلمند میمیرد یا در قندهار!

به مناسبت ۸ مارچ روز جهانی زن

شعر از:کاظم حمیدی رسا

۸ عددی که تکرار میشود بر زبانها 

و منتشر میگردد

در برگهای روزنامه ها

جهان آکنده میشود از حس غریبی که

مادر تاریخ را به سوگ نشاند

۸ عددی که آبستن میشود سالی یک بار

در تلاقیگاه سنت و مدرنیته

و حجم سنگین واژه های سترون شده٬ میریزد

بر دامن زنانی که در برزخ پامیر و هندوکش

شبها بستر مردان قبیله را گرم نگه میدارند

۸ عددی است که دوشیزه گان جنوب

در هلمند و قندهار هر روز میشمارند

و بر طبل دموکراسی میکوبند

که صدای دهل از دور خوش است

بانو! تاریخ ۸...نه٬

که هشتاد قرن رنج کشیده است

و امروز فریاد بیگناهی ات را بخاطر دارد

دختری که در جزیره تاریکی زنده به گور میشد

زنی که به گناه ناکرده میسوخت

و به متاع نا چیز فروخته میشد

بانویی که با پسوند مدرنیته٬ در زیستگاه قرن بیست

هستی اش به تاراج میرود

و دوشیزه گانی که در تقابل با سنت

بر صورتشان "اسید" تعصب پاشیده میشود

چه کسی میداند؟

که لیلی در هلمند میمیرد یا در قندهار!

نرینگان فیودال قبیله

لیلا را با زمین معامله میکنند یا با تریاک؟

۷ یا ۸ چه تفاوت دارد؟

مردان شیکپوش قرن بیست

هنوز آتش تمامیت خواهی در وجود شان شعله میکشند

و شعور شان در گرو شهوت نفرت انگیزی است که

هر از گاهی بر تن بی جان دوشیزه ای رسوب میکند

و اما ۸ مارچ

نفرینی است بر تازیانه ی تبعیض!

تا دختران زمین در جهان عاری از خشونت

آرزو هایشان را به رقص آورند و پای بکوبند برگور مافیای جنسی

که با متاع فمینیسم بازار جهان را به ابتذال کشانده اند.

بانوی آفتاب! هشت مارچ را به موهایت سنجاق نزن

چوتیهایت را باز کن

بنگال و سمرقند زیستگاه توست

قندهار و هلمند٬ شرق و غرب

به رقص گیسوان تو میرقصند

رنچ تو رنج انسان است

مشتهایت را گره کن٬ تا بشکند سکوت کشنده تبعیض

تا باز شود حنجره های بسته

تا پرو بال گشاید فرشته ی عدالت

بانو! هشت مارچ٬ راهی است که باید رفت

رزمگاهی است که بایدرزمید

تا تاخته شود بر آنانی که به نام فرآورده های قدسی

سنت پوسیده جاهلیت را نشخوار میکنند

و بیدار باشی باشد بر نرینگانی که٬ سر مست تجارت سکسند

و در بازارهای دبی و نیو یارک

ویسکی مینوشند

تا ۸ مارچ فراموش شان شود!

                                                                                            

نمو نه ای از فساد اداری در بامیان

درد دل یک هموطن بامیانی

نمونه ای از فساد اداری در بامیان!

آنچه را که همیشه در اخبار تلویزون میشنیدم و رادیوها و نشریات هم آنرا انعکاس میدادند٬ موضوع فساد اداری و رشوه ستانی در ادارات دولتی بود که مقامات دولتی و حتی مسولین کشورهای خارجی که در افغانستان ذیدخل هستندهم به آن اعتراف نموده اند.

بارها در ملاقات های روزمره ام با افراد و اشخاص مختلف میشنیدم که فلان آقا دعوای حقوقی دارد و از او رشوت خواسته اند٬ فلانی با پول به خانه ای یکی از رییس ها رفته است تا کارش را راه بیندازد و... اما باور این موارد برای من مشکل بود و من دامنه فساد را به آن وسعت نمیدانستم٬ تا وقتی که این اتفاق برای خودم افتاد:

در یکی از روزهای زمستان ۸۸ با یکی از دوستانم که هر دوی مان عریضه به دست داشتیم تا کاری را که در پیشرو داشتیم انجام دهیم٬ به خاطر گرفتن احکام به قوماندانی محترم امنیه ولایت بامیان رفتیم و بعد از داخل شدن به صحن قوماندانی وارد سالون شدیم که تقریباً در حدود ۲۵-۳۰ نفر مراجعین آنجا نشسته بودند. یک نفر سر بازی که آنجا نشسته بود به ما گفت که منتظر باشید تا فرد موظف بیاید و بعد از چند دقیقه جوانی به لباس غیر نظامی وارد سالون شد و تعدادی از عریضه های که احکام شده بود را به صاحبان آنها تحویل دادو آنوقت من و دوستم عریضه های مان را برایش دادیم و از او خواستیم تا به نزد قوماندان صاحب برده و امضا بگیرد٬ او به دقت به طرف ما دید و بعداً گفت: دنبال من بیایید.

بعد از بالا رفتن از زینه های طبقه اول در بالای زینه ها ما را ایستاده نموده و گفت:" بروید یک تا کریدیت ۱۵۰  افغانیگی اریبا بیاورید و بعد از نیم ساعت عریضه های تان راببرید."

من واقعاً از این طرز صحبت کردن او متعجب شده بودم او بدون کدام ملاحظه و به طور علنی از ما شیرینی"رشوت" خواسته بود. هر دوی مان پایین شدیم و در داخل قوماندانی ایستاده بودیم و فکر میکردیم که رشوت بپردازیم یاخیر؟ که در اینوقت دو نفر از کسانیکه وظیفه نظامی داشتند و ما آنها را میشناختیم به طرف ما آمدند و با هم مصروف حرف زدن بودیم که همان فردی که از ما کارت تیلفون خواسته بود از پهلوی ما گذشت و آنوقت فهمید که ما از بامیان هستیم و کسانی را که در ادارات کار مینماید میشناسیم٬  بعد آز آن او را ندیدیم و خود ما به منزل بالا رفته و از فرد موظف بیرون دروازه خواستیم که عریضه هایمان را بیاورد او ما را به اتاقی رهنمایی کرد و عریضه ها را گرفتیم و وقتی که پایین شدیم من در سالون از سر بازی که در آنجا نشسته بود مشخصات مردی را که از ما رشوت خواسته بود را به او داده و نامش را پرسیدم او گفت که او اکرم" نام مستعار است" نام دارد . 

من و دوستم از قوماندانی خارج شدیم اما من به دوستم گفتم که بیا و از دست این شخص شکایت نماییم٬ او چرا از ما رشوت خواست مگر کار پولیس این نیست که در خدمت مردم باشد اما این مرد از مردم محروم که همیشه در فقر و بدبختی به سر میبرد رشوت میگیرد و او خاین است باید از او شکایت کنیم. اما دوستم به من گفت پشت این حرفها نگرد اولا که ما هیچ مدرکی علیه او نداریم و بدون ثبوت هیچ کاری کرده نمیتوانیم و ثانیا او یک پولیس است و زور دارد و من و تو فقیر٬ او برای مان دوسیه ای میسازد و ما را به زندان میاندازد آنوقت هیچ کسی بازخواست نخواهد کرد.

دوستم راست میگفت و آنروزهم گذشت اما من تا به هنوز به این فکرم که تا کی مردم ما در ولایت خودشان باید رشوه بپردازند؟ من که به خاطر احکام عریضه رفته بودم از من ۱۵۰ افغانی خواست٬ خدا میداند کسانیکه دعوای زمین و... دارند و مدتها دعوای شان طول میکشد از آنها چقدر رشوت میگیرند؟

 

مسولیت قضایی و حقوقق زندانیان بگرام به دولت سپرده شد

مسولیت قضایی و حقوقی زندانیان بگرام به دولت افغانستان سپرده شد

مسولین وزارت عدلیه افغانستان اعلان کردند که مسولیت حقوقی و قضایی زندانیان بگرام در نتیجه توافقی بین دولت افغانستان و مسولین امریکایی آن به دولت افغانستان سپرده شده است.

قرار است وزرات عدلیه و لوی ‌څارنوالی افغانستان نماینده های خویش را به خاطر رسیده گی به دوسیه های زندانیان به مسولین زندان بگرام معرفی نماید.

مسولیت تامین امنیت زندان بگرام همچنان در دست نیروهای خارجی بوده و طوریکه گفته میشود در حال حاظر نیروهای افغان آماده گی تامین امنیت زندان را ندارند، اما تا اوایل سال ۲۰۱۱ میلادی تامین امنیت زندان بگرام را نیروهای ارتش افغانستان به عهده خواهد گرفت.

زندان بگرام بعد از این تغیر نام یافته و به نام زندان پروان یاد خواهد شد.

در زندان بگرام ۸۴۰ نفر زندانی بوده که توسط نیروهای خارجی باز داشت شده اند و گفته میشد که این زندانیان از طرف مسولین زندان شکنجه شده و دوسیه های شان مورد تحقیق و ارزیابی قرار نگرفته است.

اما امید میرود که بعد از این به وضعیت زندانیان رسیده گی شده و به شمول زندانیان خارجی تمام آنها بر طبق قوانین جزایی افغانستان محاکمه خواهند شد.

به نظر شما سپرده شدن مسولیت قضایی و حقوقق زندانیان بگرام به دولت افغانستان چقدر اهمیت دارد؟

"صلح" غزلی نغز

"صلح" غزلی نغز از "فردانی" شاعر جوان

خوشبختانه در این اواخر افغانستان شاهد ظهور چهره های جدید و جوان در عرصه شعر و ادبیات بوده و امید میرود که آنها بتوانند با قریحه سرشار خویش کلام خود را در زبان شیوای پارسی- دری ماندگار سازند.

"فردانی" شاعریست جوان ومستعد که غزلش را عنوانی "صلح" میخوانید.

صلح

میشود کشور مصفا گر کنیم رو سوی صلح

نه کنون که مانده ایم دور از بهار و بوی صلح

ای دریغا سوخته ایم این کشور خود را به جنگ

نه صلاح و سازشی داریم که یابیم کوی صلح

همقطاران را چو بینی رفته اند تا مشتری

خود چو دانستند تمام عادت و هم خوی صلح

صبح امید و بهار حریت ما را سزاست

گر ببینیم از خلوص هر یک به رنگ و روی صلح

صلح باشد همچو دریا ای دریغ ما تشنه لب

خیز تا با هم سر کشیم جامی زآب جوی صلح

کرده ایم نابود همه هستی خود از کین جنگ

هین بیا با هم بمانیم در بر و پهلوی صلح

گر بخواهی استقامت دست صلح از دست مده

چون توانی نیست کس تا خم کند زانوی صلح

بس کن اکنون خیز به پا تا بر کنیم بنیاد جنگ

هم بسازیم کشور و گوییم زهی بازوی صلح

لشکر صلح فاتح و پیروز بادا در جهان

تا کشیم راحت نفس از برکت نیروی صلح

خیز بیا "فردانیا" با هم شویم همراز صلح

تا بیابیم بوی و لذت از طعم دلجوی صلح

سید عبدالرشید"فردانی" در سال ۱۳۶۲ ش در مرکز ولسوالی کروخ ولایت هرات چشم به جهان گشوده است و بعد از اتمام دوره لیسه شامل دانشکده تعلیم و تربیه ولایت هرات گردید و در سال ۱۳۸۷ ش اولین مجموعه غزلیاتش را تحت عنوان "پرده راز" به زیور چاپ آراست.

غزلیات فردانی شیوا و سلیس است و او بر خلاف سایر شاعران جوان کمتر به می و معشوق پرداخته است بلکه کلام وی مشحون است از مناجات و اندرز و اعلان نفرت و انزجار از وضعیت نا بهنجار اجتماعی در کشور.

راز موفقیت شما

راز موفقیت شما !

دوستان محترم ،شما در برخورد های روزمره تان با انسانهای مختلفی بر میخورید که دارای افکارو اندیشه های مختلف بوده و طرز برخورد و رویه اجتماعی شان از همدیگر متفاوت اند.

یکدسته از این افراد موفق،شاد، بانشاط و با چهره گشاده و دید شان نسبت به زنده گی و پدیده های اطراف مثبت است و همیشه از اعتماد به نفس بالایی برخوردارندو میتوانند دوستانی زیادی داشته باشند و در زنده گی اجتماعی شان کمتر دچار مشکل میشوند.

گروه دیگری از افراد را و قتی میبینید سرخورده ،غمگین،ناموفق و درمجموع از زنده وگی نا امید اند بخاطر اینکه اعتماد به نفس نداشته و نسبت به تمام مسایل با دید منفی قضاوت میکنند.

شما از کدام دسته اید؟

به خاطر افزایش موفقیت تان و بهتر شدن روابط اجتمای خود این نکات را بدقت بخوانید.

1- روحیه ایمان واعتماد به نفس را درخود تقویت کنید.

2- همیشه مثبت فکر کنید وازافکا رمنفی فرارکنید.

3- به خود تلقین کنید که انسان موفقی هستید.

4- انسانی فردا به موفقیتی میرسد که امروز رویایی درسرداشته باشد.

5- اشخا ص موفق وناکام را با هم مقایسه کنید وتفاوت را دریابید.

6- از کسانی که به موفقیت رسیده اند ؛ بپرسید که چگونه به آن دست یافته اند؟

7- هیچ وقت نگویید "نمیتوانم" کارها را انجام دهید.

8- خود را مورد آزمایش قراردهید،به ظاهر خود توجه کنید وبلند حرف بزنید.

9- هدفهای خود را تعیین کنید وطبق برنامه ریزی عمل کنید.

10- طرز تفکرکه شما را هدایت میکند،بسیار مهمترازمیزان هوش شماست.

11- ازمغزخود برای تفکر استفاده کنید نه برای ذخیره اطلاعات.

12- به خود اطمینان کنید وترس را ازمیان ببرید.

13- اقدام ترس را ازبین میبرد.

14- همیشه جملات مثبت بگویید،نگویید حالم بد است؛ بگویید عالی است و خیلی خوبم .

15- دیگران را تعریف وتمجید کنید ،چون همه تشنه تعریف وتوصیف اند.

16- 99% نود ونه درصد دعواها وجنگها بخاطر مسایل جزئی،بی اهمیت وپیش پا افتاده رخ میدهند،پس از خود بپرسید که ارزشش را دارد؟

17- شخصیت شما تابع اندیشه های شماست.

18- زنده گی را از نوشروع کنید عادتها ونگرشهای گذشته را ازیاد ببرید.

19- اعتقاد حاصل کنید که جزو گروهی هستید که طرز تفکرخوب ودرستی کنید.

20- میتوانید ازعهده هر کاری برآیید،فقط خوب فکرکنید!

21- نگرش فعال بودن را در خود تقویت کنید.

22- نگرش اهمیت دادن به دیگران را درخود تقویت کنید.

23- نگرش تقدم درارائه خدمات ر ادرخود تقویت کنید.

24- ازنگرشهای خود حامیان سرسختی بسازید.

25- همرای انسانهای منفی وقت تان را تلف نکنید.

26- درایجاد دوستی ورقابت پیشقدم شوید.

27- باافرادی که میخواهید تحت نفوذ خود د رآورید تبادل نظرکنید.

28- دربر خورد با مردم وزیردستان خود انسانی ترین روش را برگزینید.

29- هدف خود را به صورت گام به گام وپله به پله پیش ببرید.

30- به موفقیت بیندیشید،به آن ایمان داشته باشیدو برای رسیدن به آن بکوشید.

                       

 

 

 

 
  BLOGFA.COM