لیلی در هلمند میمیرد یا در قندهار!
به مناسبت ۸ مارچ روز جهانی زن 


شعر از:کاظم حمیدی رسا
۸ عددی که تکرار میشود بر زبانها
و منتشر میگردد
در برگهای روزنامه ها
جهان آکنده میشود از حس غریبی که
مادر تاریخ را به سوگ نشاند
۸ عددی که آبستن میشود سالی یک بار
در تلاقیگاه سنت و مدرنیته
و حجم سنگین واژه های سترون شده٬ میریزد
بر دامن زنانی که در برزخ پامیر و هندوکش
شبها بستر مردان قبیله را گرم نگه میدارند
۸ عددی است که دوشیزه گان جنوب
در هلمند و قندهار هر روز میشمارند
و بر طبل دموکراسی میکوبند
که صدای دهل از دور خوش است



بانو! تاریخ ۸...نه٬
که هشتاد قرن رنج کشیده است
و امروز فریاد بیگناهی ات را بخاطر دارد
دختری که در جزیره تاریکی زنده به گور میشد
زنی که به گناه ناکرده میسوخت
و به متاع نا چیز فروخته میشد
بانویی که با پسوند مدرنیته٬ در زیستگاه قرن بیست
هستی اش به تاراج میرود
و دوشیزه گانی که در تقابل با سنت
بر صورتشان "اسید" تعصب پاشیده میشود
چه کسی میداند؟
که لیلی در هلمند میمیرد یا در قندهار!
نرینگان فیودال قبیله
لیلا را با زمین معامله میکنند یا با تریاک؟
۷ یا ۸ چه تفاوت دارد؟
مردان شیکپوش قرن بیست
هنوز آتش تمامیت خواهی در وجود شان شعله میکشند
و شعور شان در گرو شهوت نفرت انگیزی است که
هر از گاهی بر تن بی جان دوشیزه ای رسوب میکند



و اما ۸ مارچ
نفرینی است بر تازیانه ی تبعیض!
تا دختران زمین در جهان عاری از خشونت
آرزو هایشان را به رقص آورند و پای بکوبند برگور مافیای جنسی
که با متاع فمینیسم بازار جهان را به ابتذال کشانده اند.
بانوی آفتاب! هشت مارچ را به موهایت سنجاق نزن
چوتیهایت را باز کن
بنگال و سمرقند زیستگاه توست
قندهار و هلمند٬ شرق و غرب
به رقص گیسوان تو میرقصند
رنچ تو رنج انسان است
مشتهایت را گره کن٬ تا بشکند سکوت کشنده تبعیض
تا باز شود حنجره های بسته
تا پرو بال گشاید فرشته ی عدالت
بانو! هشت مارچ٬ راهی است که باید رفت
رزمگاهی است که بایدرزمید
تا تاخته شود بر آنانی که به نام فرآورده های قدسی
سنت پوسیده جاهلیت را نشخوار میکنند
و بیدار باشی باشد بر نرینگانی که٬ سر مست تجارت سکسند
و در بازارهای دبی و نیو یارک
ویسکی مینوشند
تا ۸ مارچ فراموش شان شود!