- در بخش امنیتی (عرصه‌ داخلی): تا اخیر سال ۲۰۱۴ باید نهاد‌های امنیتی افغانستان از لحاظ نظامی به این موفقیت‌ها دست یابند:

1- آموزش سربازان ارتش و پلیس افغانستان باید شتاب بیشتری کسب کند. اگر چه این روند ادامه دارد، اما هنوز در سطح مطلوب پیش نمی رود. اگر کشتن آموزگاران نظامی خارجی به دست سربازان افغانستان همچنان ادامه یابد، این روند با کندی بیشتری روبرو خواهد شد.

- سلاح و امکانات نظامی پیشرفته به قدر کافی باید در اختیار نهادهای امنیتی افغانستان قرار گیرد؛ چیزی که هنوز در حد نیاز تامین نشده است.

- نیروی هوایی افغانستان باید احیا شود. در این مورد از سوی متحدان غربی این کشور وعده‌هایی داده شده است، اما معلوم نیست کی و چگونه این وعده عملی خواهد شد.

برای محقق شدن شرط های یاد شده وقت در اختیار هست و متحدان افغانستان همچنان خود را متعهد به عملی شدن وعده های شان در این زمینه ها می دانند. پس نگرانی ها در این عرصه می تواند قابل رفع باشد.

2- در بخش امنیتی (عرصه­‌ خارجی): در صورتی که شرط های بخش اول عملی هم شود، با توجه به حجم خشونت مخالفان نظامی و مداخله‌های خارجی، ارتش و پلیس کنونی قادر به حفظ دولت نخواهد بود، مگر این که پس از سال ۲۰۱۴ تا مدت بیشتری، شمار محدودی از سربازان ناتو در افغانستان بمانند تا ارتش افغانستان را در بخش فن آوری پیشرفته نظامی که قرار نیست آن فن آوری در اختیار ارتش این کشور قرار داده شود، یاری کنند.

در موجودیت سربازان ناتو کشور های مداخله گر خارجی و مخالفان مسلح این پیام را نیز دریافت خواهند کرد که افغانستان همچنان از حمایت قوی جامعه­ جهانی برخوردار است. چنین پیامی مخالفان را در رسیدن به هدف های شان از راه نظامی مایوس خواهد کرد.

اگر ناتو در استراتژی خروج از افغانستان واقع‌بینی را ملاک قرار دهد، این بخش هم می تواند تحقق یابد. امیدواری این است که با انعقاد موافقتنامه‌ا­ی دو جانبه­ امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا که قرار است در آینده نزدیک صورت گیرد، راه برای حضور شماری محدودی از سربازان آمریکا در افغانستان پس از ۲۰۱۴ گشوده شود. اگر این کار انجام شود، در کنار بخش اول دولت را از سقوط نجات خواهد داد.

3- در بخش سیاسی: تغییر در وضع سیاسی می تواند تکمیل کننده­ امنیت باشد. در این راستا باید انتخابات شفاف برگزار شود؛ اما زیاد نمی توان به این آرزو خوش بین بود.

مخالفت شدید حامد کرزی با حضور دو عضو بین المللی در ترکیب کمیسیون شکایات انتخاباتی و تلاش وی برای از بین بردن مداخله­ مثبت جامعه­ جهانی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، این شک و گمان ها را تقویت می کند که شاید رییس جمهوری در پی هدایت نهادهای انتخاباتی در مسیر خاصی به سود نامزد خاصی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ باشد.

در این صورت نتیجه­ انتخابات می تواند نارضایتی های سیاسی در کشور را تشدید کند و پایگاه اجتماعی و ملی حکومتی را که حاصل انتخابات ناشفاف باشد را لرزان کند. البته این وضع دولت را با سقوط مواجه نمی کند اما حکومت را متزلزل خواهد کرد.

۴- مداخله­ پاکستان: اگر تا سال ۲۰۱۴ تغییری در استراتژی پاکستان در قبال افغانستان پیش آید و این کشور دست از اتهام حمایت از مخالفان مبری کند، تحقق بخش اول این نوشته، به خودی خود کافی است که دولت را از سقوط احتمالی نجات دهد، اما تا هنوز در این مورد هیچ نشانه­‌ای که دلالت بر خوشبینی کند وجود ندارد.

نتیجه: گزارش بین المللی بحران بر پایه‌ 'هست' ها استوار است؛ یعنی بر پایه­ چیزهایی که اگرتا سال ۲۰۱۴ به قوت خود باقی بماند می تواند خطر سقوط دولت افغانستان را در پی داشته باشد. اما اگر این 'هست' ها به 'باید' هایی که در این نوشته آمده است، تغییر کند، می توان به دوام دولت افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ امیدوار بود.