نامه به داکتر حبیبه سرابی
علی جنابا! بهتر از ما میدانید که پروژه شهر سازی شما چه سرنوشت آزار دهنده و دور و درازی را همراه با (صبر ایوب) پشت سر گذراند تا اینکه زمین های شخصی شما که در حقیقت تحفه یی از بابای ملت برای پدران شما بود به فروش رسید و این در مقایسه با دیگر پروژه های انکشافی شما گامی بلندی بود که برداشتید. دقیقاً از وعده وعید شما چیزی نمانده است که جامه عمل نپوشیده باشد و از دیگر جهت بهانه و عذری هم جایش باقی نیست که شما آنرا نتراشیده باشید و این خود دلیل بزرگی است براینکه ((شما))نه به عنوان (فردمسولیت شناس ) و ((ولایت )) نه به عنوان ((مسولیت )) بلکه هردو لازم و ملزومی بر بی کفایتی های پی در پی اینجا نشستید و پروارگشتید .
سالها پیش در فرهنگ مردم ؛ این ضرب المثل جایگاهی بلندی یافته بود که :((وای ازآنروزکه پالان دوز خیاطی کند!! )) و خوشبختانه امروز ما بامیانی ها شاهد حقیقت مصداق آن هستیم. نه تنها روبه انکشاف نبودیم که صادقانه مطیع و منقادازفرمان شما بوده و همواره اززور ((ایکن بیری)) و دیگران ترسیدیم و بیهوده چشم به دلسوزی های ((اجمل و اتک)) دوختیم که شما را وعده همکاری داده بود.
و هر بار سخن از انکشاف و بازسازی و حرکات مدنی بود که ما سرمیدادیم ؛اخم و خشم و اهانت میکشیدیم (چه اهانتی !! ) که حتی افراد پولدار ،شرکت دار، بدون مسولیت ، معامله گر ، امتیازپردازو متملق بدون مبالغه به لحاظ زمان بندی سالها مراتب منزلت را ازشما ، روسای اداره شما و مامورین شما در نزد شما بقدرو منزلت پیشی گرفته بود به دلیل که آنان برشما شیره می مالیدند و اینان اعضای تیم کاری شما بودند. میزان این منزلت و گران سنگی به تناسب ارزش امتیازاتی بود که به شما پرداخته میشد (در پروژه های اکو توریزم ، پارک ملی بند امیر ، پی پۍ دی و جمعیت حراست ازمیراثهای فرهنگی بامیان اندکی دقت کنید ! ).
آنگونه ظرفیت سازی مستعد و قابل وصف ایجاد شد که هیچ دیده پر از فروغ راتوان مشاهده آن نبود، از افتضاح آمریت فواید عامه چگونه میتوان بدون تذکر گذشت که خود روی هر اختلاسی دیگر را شست و تو همواره تسامح به خرچ دادی.
جناب والی صاحب محترم بامیان! در بالا قلم عامدانه به خطا رفت که گفت ما:((کور و کر نشستیم و اهانت کشیدیم)) البته عذر تقصیر ولی این ادعا ممکن بر شما سنگین باشد. اما به ناچار باید بگوییم که چه اهانتی بزرگتر و برتر ازین را سراغ میتوان داشت که همیشه با سیاست و دم زدن از زور باداران آمریکایی، خفه گشتیم و بر خود لرزیدیم وقتی که گفتی:((منم پهلوانی که آیکن بیری بود نامدار!!)).
دیگر باره استغفار باید کرد که ما ندانستیم شما نماینده و دست نشانده آمریکایی ها هستید و بی خیال گمان کردیم بامیان زیر نظر اداره دولت مرکزی افغانستان میباشد در حالیکه این سر زمین جز ایالات متحده آمریکا بوده است. اگر حساب سود و زیان بیچاره یی ما نکرده باشد،ایالت((پنجاه و سوم)) امریکا!!
آیا متوجه بودید که همیشه در قسمت ایفای مسولیت، میمون صفتانه ادای تکنوکراتی در آورده و نقش بازی میکردید و هر از گاهی که صحنه بر شما تنگی مینمود حضور بنیاد گراها را در بامیان به گونه خطر در نزد ارباب خویش قلمداد میکردید؟؟؟؟؟؟ بی توجه به این نکته که هنوز هم خاطرات جهاد و مقاومت و مبارزه به سان یک ارزش در خاطر همگان باقیست ولی تو به اندازه توان خویش تلاش ورزیدی که مهره های اصلی این ارزش را از کنار خویش یکی پی دیگری حذف نمایی و اینک باید بهایش را بپردازی! با این اقدام خود خواستی که میدان حیف و میل و تصرف را بر خود وسعت بخشیده و با گزینش افراد متملق، بی خاصیت، سود جو و دلال که هیچ سابقه نیکی نداشته است در عوض مهره های پر ارزش مقاومت و جهاد که تکبر شان هیچگاه برایشان اجازه هرزه گی و بیهوده گی را نمیدهد، وسعت این میدان را تقویت نمایی که نخواهی به این آرزو رسید. دست نشانده های سراپا اخلاصت در عوض نظارت و مبارزه با احداث خانه های خود سر با اخذ امتیاز و شیرین های مشروع((!!)) حتی زمینه تصرف فضای یک کوچه روی و یا پیاده روها را در بازار فراهم ساخته اند و شما میتوانید به عنوان نمونه از مارکیت ((حاجی چمن و هوتل سید ابلک)) دیدن کنید.
ببخشید که ما گمان کرده بودیم شاید جامعه جهانی ما را به عنوان انسانهای مظلوم زمین حمایت میکنند بلکه غافل از آن حالا آنگونه که شما ادعا دارید، آنان برای دفاع و حمایت از شما و کرسی شما اینجا حضور بهم آورده بوده اند.
ما بامیانی ها اعتراف میکنیم که چه بدبختیم اینک که شما را، البته؛ سایه سر شما را از دست میدهیم، در حالیکه دلسوزی شما و ضعف اداره شما با توجیه(( خدمت به فرزندان هزاره)) بر ما پوشیده نیست. این ادعا تا به آنجا به پیش رفته و معمول گشته است که حتی میدان فروش تپه های باستانی را به افرادی چون (( حیدری، با شعار بچه هزاره)) بدون مشروعیت قانونی داشتن آن زمینه ساز میگردد محتمل بر اینکه تبانی با مقامات شهرداری شما نیز صورت گرفته باشد.
از ریاست زراعت تان و افتضاحی که دارد نام نمیبریم و همچنین از دهها شاهد و مورد دیگر که وجود دارد و ما بی خبریم.
راستی نمیدانیم که این قلم چه میبافد و از چه می لافد؟ ولیکن این را به خوبی درک نموده ایم که دیگر نه ما را تاب مبارزه با (رستم زال)است و نه هم جز ایالات متحده ایم که غول پیکران آنجا در اینجا حمایت کنند، پس بهتر است که حکم ریاست جمهوری این سر زمین را پاس داشته و رخت خویش از اینجا بر بندید چه اینکه سالیان درازی بود بر ما((باران بد)) بارید و ما نشستیم و تماشا کردیم و تر گشتیم. ما بامیانی ها کوچکانه و مصرانه اعلام میداریم که فرمان جناب جلالتمآب حامد کرزی را حمایه نموده و انتظار آنرا داریم که شما دست از دامن ما بردارید زیرا دیگر ما بنده گان ضعیف خدا را تاب دیدن ((روی لولی وش حور صفت)) شما نیست که چه بس فرخنده رو و مبارک قدم بودید. در اینجا با تمسک به این کلام حافظ قلم را به خاموشی از این معشوقه بازی فرا میخوانیم که:
ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری!
با عرض حرمت:
کانون مشارکت جوانان افغانستان، اعضای جامعه مدنی، انجمن نویسنده گان بامیان و جمعی از فرهنگیان بامیان.